دل نوشته های جدید


من یه دخترم

وقتی دلم میگیره

بشقاب ها را نمی شکنم

شیشه ها را نمی شکنم

غرورم را نمی شکنم

دل کسی را نمی شکنم

زورم به تنها چیزی که می رسد این بغض لعنتی است!


دل نوشته های جدید


آنچنان سوزانم!

که نگاهم هر احساسی را به آتش می کشد!

آنچنان محزون ، آنچنان غمگین

که صدایم بغض سنگ را می شکند


دل نوشته های جدید


امروز نبودی ، اما خیلی چیزها بود

من بودم

باران بود

چتر بود

بغض بود

همراه همیشگی ام هم بود

جای خالیت را می گویم


دل نوشته های جدید


دلت که آرام نباشد

خنده ها و مسخره بازیهایت که هیچ

بیخیالی هایت هم دردی دوا نمی کنند

کافیست بهانه اش جور شود

بغض امان نمیدهد


دل نوشته های جدید


همیشه دقیقآ وقتی پر از حرف هستی

وقتی بغض میکنی

وقتی دآغونی

وقتی دلت شکسته

دقیقا همین وقتا

انقدر حرف داری که فقط میتونی بگی …


دل نوشته های جدید


شب ها زیر دوش آب سرد رها می کنم

بغض زخم هایم را در حالی که همه می گویند :

خوش به حالش ، چه زود فراموش کرد


دل نوشته های جدید


تو رفتی

و اینها می مانند تا ابد

یک آه

یک بغض لعنتی

و یک سوال بی جواب

آیا هنوز هم گاهی دلت برایم تنگ می شود؟


دل نوشته های جدید


در کنار ساحل دریای غم

قایقی میسازم از دلواپسی

بر دو سوی پرچمش خواهم نوشت

یک مسافر از دیار بی کسی

دل نوشته های جدید

دل نوشته های جدید