تبلیغات
وبلاگ بزرگ چهل و هفتی ها - مطالب ابر اشعار حافظ

وبلاگ بزرگ چهل و هفتی ها

اس ام اس خرید اینترنتی عکس مقاله

اشعار حافظ


اشعار حافظ


گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب

گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب


اشعار حافظ


گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار

خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب


اشعار حافظ


خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم

گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب


اشعار حافظ


ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست

خوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریب


اشعار حافظ


می‌نماید عکس می در رنگ روی مه وشت

همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرین غریب


اشعار حافظ


بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رخت

گر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریب


اشعار حافظ


گفتم ای شام غریبان طره شبرنگ تو

در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب


اشعار حافظ


گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند

دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب

اشعار حافظ

اشعار حافظ



  • نظرات() 
  • اشعار حافظ


    اشعار حافظ


    زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست

    راه هزار چاره گر از چار سو ببست


    اشعار حافظ


    تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان

    بگشود نافه‌ای و در آرزو ببست


    اشعار حافظ


    شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو

    ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست


    اشعار حافظ


    ساقی به چند رنگ می اندر پیاله ریخت

    این نقش‌ها نگر که چه خوش در کدو ببست


    اشعار حافظ


    یا رب چه غمزه کرد صراحی که خون خم

    با نعره‌های قلقلش اندر گلو ببست


    اشعار حافظ


    مطرب چه پرده ساخت که در پرده سماع

    بر اهل وجد و حال در های و هو ببست


    اشعار حافظ


    حافظ هر آن که عشق نورزید و وصل خواست

    احرام طوف کعبه دل بی وضو ببست

    اشعار حافظ

    اشعار حافظ



  • نظرات() 
  • اشعار قشنگ حافظ


    اشعار قشنگ حافظ


    به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست

    که مونس دم صبحم دعای دولت توست


    اشعار قشنگ حافظ


    سرشک من که ز طوفان نوح دست برد

    ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست


    اشعار قشنگ حافظ


    بکن معامله‌ای وین دل شکسته بخر

    که با شکستگی ارزد به صد هزار درست


    اشعار قشنگ حافظ


    زبان مور به آصف دراز گشت و رواست

    که خواجه خاتم جم یاوه کرد و بازنجست


    اشعار قشنگ حافظ


    دلا طمع مبر از لطف بی‌نهایت دوست

    چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست


    اشعار قشنگ حافظ


    به صدق کوش که خورشید زاید از نفست

    که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست


    اشعار قشنگ حافظ


    شدم ز دست تو شیدای کوه و دشت و هنوز

    نمی‌کنی به ترحم نطاق سلسله سست


    اشعار قشنگ حافظ


    مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی

    گناه باغ چه باشد چو این گیاه نرست

    اشعار حافظ

    اشعار قشنگ حافظ




  • نظرات() 



  • محمود راکرز


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :